وز
وز
وز
مگسی می خندد و دستانش را برای ضیافتی به هم می مالد
بیدخت پلک بست
من از پلکش به اعماق زمین رفتم
صدای باد با نجوای هاروت و ماروت یکی بود
تمامی اجنه ها جشنی گرفته بودند
نقطس با زهره شراب می خورد
هو هو هو هوی باد
غارغار غار کلاغان
و زوره سگی می آمد
از چهل دختران نوای چنگ می آمد
تکیه ظلمات بود ؛
جعفر جنی روزنامه را در سکوت می خواند
اما پژواک افکارش بلند در سرسرا پیچید
از پنچره صدایی آمد
ظهور دجال در چاه اصفهان
به آینه نگاه کردم
چشمی بر پیشانیم می درخشید
صدای باد با فریادها قرین شده بود
از تمام صورتم چرک می ریخت با خون
در سرم دماوند با دیوش زندانی بودنند
کسی گفت :
خطر کردن را دوست داری ؟
مکتــــــوب شد :
همزادم در میان دریا بود
چشمانش را ماهیان خورده بودند
دستم را در سینه ام بردم
قلبش را بیرون کشیدم
چشمانم چسبش ول شد
افتاد روی قلب
صدای باد می آمد
تخم چشمانم روی زمین بود
می چرخیدند
دختری خشکیده را دید
که خوابهایش از او سرازیر بودند
خوابهایش مردی زیبا بود
از روی چشمم رد شد
تصویر سیاه شد
صدای ناله ایی می آمد
و صدای باد
همراه با وز وز مگسی
وز
وز
وز
وز
مهدی عزیزوف
*بیدخت(خلاصه): یا همان زهره ستاره کوکب و لهب و طرب در روایات هست که وقتی عزا و عزایا(هاروت و ماروت) دو فرشته خدا برای حکم کردن آمدن به زمین و زهره زنی از فرزندان نوح یا به فارسی بیدخت پیش ایشان از شوهرش شکایت کرد آن دو فرشته شوهر را کشتند و زهره در خفا اسم اعظم خدا را ازآنها آموخت وبا مسخ او توسط خدا به آسمان ها رفت .
بیدخت به دختر شیطان هم می گویند که همیشه با قایقی روی دریاهاست "الفهرست و تواریخ"
*هاروت و ماروت : (خلاصه) نام دو فرشته که برای سرزنش آدمیان از گناه به روی زمین امدن خدا آنها را به روی زمین در هیبت آدمی آورد .این دوفرشته از خدا دلیل انحراف ادمی را پرسیدن و خدا شهوت را به آنها گفت ، هاروت و ماروت به زنی جدا جدا دل باختن به نام زهره به تازی به فارسی بیدخت و به عبری آناهیدا .و بعدها به مردم بابل سحر و جادو یاد دادن و روایت است که درچاهی به صورت برعکس آویزانند و آب به موهای آنها می رسد و همیشه تشنه اند .
*فقطس : رئیس جنیان و شیاطین
*چهل دختران:مناره ای در اصفهان که گویند چهل دختر در آن ناپدید شده اند
*چاه اصفهان:محل احتمالی دجال
تکیه ظلمات :محله یی در اصفهان
*دجال:چشمی در وسط پیشانی دارد آبله گون از چاهی ازاصفهان می آید و روایت گوناگون
برچسب:
نویسنده: لیلا مرادی