خرید بک لینک
با خودت که مبنای جنگ گذاری سمت خودویران گری افراطی می روی ؛شاید به دلیل این که می دانی برنده قبل از جنگ زندگی ست ؛بیشتر کمک می کنی تا هر بلایی سرت می خواهد در بیاورد کم نگذارد یک نوع هم دستی از نوع دشمنی در یک بازی نابرابر بازی می کنی .

گاهی یادت سیزیف می افتم آنگاه که می خواست با هزار تقلا سنگ را بالای کوه ببرد تصور کن ،همه عرق هایش را پاهای سست و بی جانش را و از همه مهمتر روح عاصی و عصیان  گرش را او را خدایان محکوم کردن که تا ابد همین کار پوچ را انجام دهد کامو برای این یرای سیزیف احترام قائل ست که او خدایان را به ریشخند گرفته بود به مانند پروتمه که آتش را برای آدمیان به هدیه آورد و به خدایان پشت کرد؛ سیزیف اگر در هر قدمش انتظاربخشش داشت دگر قابل احترام نبود او به سرنوشتش آگاه بود و همین آگاه بودن ست که انسان را وارد یک پارادوکس از نوع پوچ نگاری (نه نهلیستی ) می کند ؛حالا تصور کن این سنگ را که بالا برده با هزاران زحمت باید رهایش کند تا دوباره به پایین بیاید و به دوباره از نوع حال تصور کن حالت صورت سیزیف را وقتی سنگ به پایین می رود بهت چشمانش را ،روح عصیان گرش را ولی او هیچ گاه انتظار بخششی از خدایان ندارد او به سرنوشتش آگاه ست خود فریب نیست ؛این انسان ست که وقتی می خندد یا گریه می کند به واقع مقدس است اگر بخواهیم به چیزها برچسب زنیم و ارزش گذاری مقدس دهیم .

این روزها حتی آدمها نمی دانند برای چه خوشند یا اگر می خندند یا می گریند به چه مبنایی ست .همه در چهارراهی چند لحظه نگاه می کنند و به سمتی می روند مهم نیست کدام سمت مهم رفتن ست گاهی با باورهای فسیلی دلخوشند گاهی با حق انتخاب هایی که قبلا برایشان انتخاب کرده اند و آنها فقط در توهم اند که خود انتخاب کرده اند ما برده به دنیا آمدیم و بعدها این بردگی را حکومت ها و باورها و مذاهب دوچندان کردند.

این روزها خودتخریبی راهی است که با آگاهی به ناپایدار بودنش انتخاب می کنی ،نه دیگر حال جنگ مانده نه انتقام این روزها فقط باید بی سرو صدا مرد  

برچسب: روزگاری,روزگاری, نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 18:52

صفحه بندی